حس مالکیت

یکی از مفهوم‌هایی که خیلی همیشه ذهن منو به خودش درگیر میکنه حس مالکیته. فکر می‌کنم یکی از قوی‌ترین و مهمترین حس‌های آدم‌هاست که معمولا بدون اینکه بشناسیمش سراغمون میاد و باعث ایجاد انواع حالت‌های روحی دیگه هم میشه.

حس عمده‌ای که من معمولا توی دوست داشتن‌ها و روابط مختلف بین آدم‌ها می‌بینم حس مالکیته. معمولا به دوستانم که به خاطر از دست دادن یک نفر (که عموما به خاطر مشکلات زیاد از هم جدا شدن و نه در اوج عشق و خوشحالی) توضیح میدم که ناراحتیشون به خاطر اینه که چیزی رو که به این باور رسیده بودن برای خودشونه از دست دادن. حسِ بدِ از دست دادنِ چیزی که تا قبل از این فکر می‌کردی داریش میتونه خیلی آزار دهنده و غیرقابل تحمل باشه. اما فکر می‌کنم اگر بتونیم به درستی بشناسیمش و ماهیتش رو درک کنیم ساده‌تر میتونیم با خودمون به صلح برسیم.

حتی فکر می‌کنم اصرار بچگانه ما به باکرگی برای روابطمون هم ریشه توی همین حس مالکیت داره. نیاز داریم بدونیم کسی رو داریم که قبل از ما کسی نداشته و بعد هم میخوایم مطمئن شیم بعد از ما کسی نمیتونه داشته باشه.

وقتی این حس رو در مورد یک وسیله داشته باشیم شاید خیلی جنون آمیز به نظر نیاد و قابل درک باشه. حس خیلی خوبیه که آدم چیزی رو داشته باشه که نه قبل ازون و نه هرگز در آینده کسی نمیتونه داشته باشه. اما وقتی در مورد یک موجود زنده میخوایم صحبت کنیم باید توجه داشته باشیم که اون موجود هم حقوق و احساساتی داره. و احساس تملک ما به قیمت محروم شدنش از خیلی از لذت‌های زندگی میشه.

برای من مدلی از دوست داشتن که با محدود کردن همراه باشه قابل درک نیست. دوست داشتنی که همراه با خودخواهی باشه به نظرم دوست داشتن نیست، خودخواهیِ صرفه! خودخواهی‌ای که به درجه‌ای رسیده که ما نه تنها چیزها بلکه اشخاص رو هم برای خودمون میخوایم.

وقتی از نظر منطقی هم به قضیه نگاه می‌کنیم متوجه میشیم که داشتن حس مالکیت نسبت به افراد خوب نیست. به این دلیل که در درجه اول در فردی که این حس رو داره بیشتر باعث اضطراب، ترس و افسردگی میشه تا حس خوب. حتی حس خوبی هم که ایجاد میکنه حسِ خوب بیمارگونه‌ایه که توش یک غم و ترس نهفته داره. غمی از نبودن و ترسی از از دست دادن.

این طور احساسات منفی معمولا آدم رو به حرف‌ها و کارهایی وا میداره که در نتیجه‌اش دیگران سعی می‌کنن بیشتر فاصله بگیرن. ابتدای فیلم آنی‌هال، وودی آلن جمله‌ای رو از فروید نقل می‌کنه:

would never wanna belong to any club that would have someone like me for a member.

یکی از نتایج منفی حس مالکیت نسبت به آدما هم اینه که باعث نوعی وابستگی زیاد همراه با حسادت میشه که در نتیجه‌اش گاهی آدم‌ها با ابراز علاقه افراطی و یا رفتارهایی از این جنس سعی می‌کنن حسشون رو ارضا کنن. این رویکردها و علاقه بیمارگونه منجر به این میشه که طرف مقابل بیش از حد احساس کنه توی رابطه‌ایه که تحت هیچ شرایطی طرف مقابل رو از دست نمیده. و باور کنید هیچ کس این حس رو دوست نداره. شاید وقتی شما به کسی که دوست نداره با شما باشه علاقه دارید براتون خیلی قابل درک نباشه چون توی ذهنتون فقط آرزوی این رو دارید که این آدم تحت هرشرایطی شما رو بخواد اما بدونید که این حد از علاقه به عضویت توی این کلوپ برای اینه که اینجا شما رو به عضویت نمیخواد.

علاوه براین داشتن حس مالکیت کنترل نشده خیلی راحت امکان مورد سو استفاده قرار گرفتن رو هم به دیگران میده. وقتی شما حس مالکیت نسبت به یک نفر داشته باشید احتمالا کارهای زیادی حاضرید انجام بدید که اون شخص رو از دست ندید چون تحمل فوران احساساتِ منفی ناشی از برای همیشه از دست دادن به قدری براتون سخته که دوست ندارید سراغتون بیاد.

از دست دادن شاید دردناک‌ترین، شاعرانه ترین و در عین جال حقیقی‌ترین واقعیت زندگی باشه. من سعی کردم یاد بگیرم اگر کسی یا چیزی رو قرار هست از دست بدم با این واقعیت تلخ کنار بیام و سعی کنم فراموش کنم. البته توانایی زیادم توی سریع فراموش کردن هم کمکم میکنه. نباید هیچ وقت سعی کنیم کسی رو که اهل موندن نیست وادار یا تشویق به موندن کنیم.

مفهوم غیرت همیشه به نظرم متناقض بوده. غیرت به معنی رایج توی جامعه ما نوعی برگرفته شده از مفهوم حس مالکیت هست که چیزی از نظر من نه تنها به خودیِ خود غلطه بلکه به بدترین شکل ممکن هم تو جامعه اعمال میشه. انسان به بهانه غیرت دست به محدود کردن طرف مقابل میزنه. حتی اگر غیرت موجه هم باشه به نظرم به جای اینکه طرف خودتون رو محدود کنیم باید عامل خارجی رو کنترل کرد.

و این فقط مسئله‌ای نیست که توی جامعه ایران وجود داشته باشه. چند وقت پیش یک ویدئو تد میدیدم راجع به تجاوز جنسی بود و سخنران میگفت یکی از مهمترین دلایلی که افراد راجع تجاوز جنسی سکوت میکنن اینه که بسیاری از ما اولین واکنشمون اینه که تویی که بهت تجاوز شده چه لباسی پوشیده بودی و چه رفتاری کرده بودی که بهت تجاوز شده؟ و این نقطه تاریک رفتار ما انسان‌ها یعنی مقصر کردن قربانی، تو غالب مفهوم غیرت به کامل‌ترین شکل ممکن توی جامعه‌مون در حال اتفاق افتادنه. حتی اگر قرار هست غیرتی داشته باشیم این نیرو باید در صدد محدود کردن عامل خارجی باشه.

چرا از غیرت صحبت کردم؟ حس مالکیت به این معنی که ما راجع بهش بحث کردیم بیشتر تحت عنوان دو واژه Sexual jealousy و Emotional jealousy شناخته میشن. حس مالکیت و حسادت دو مفهوم تقریبا یکسان هستن. منظور از حسادت رشک بردن که با واژه envy می‌شناسیم نیست. دفعه بعد که خواستیم غیرت رو یک ارزش تلقی بدونیم یادمون باشه کمتر پیش میاد آدم سالمی از حسادت طرف مقابل لذت ببره. بعضی حسادت و غیرت رو دوست داشتن و توجه تفسیر میکنن اما این چه توجه و چه دوست داشتنیه که تولید خشم و کینه و رفتارهای ناهنجار میکنه؟

اما کارکرد حس مالکیت چیه؟

وقتی داشتم راجع به کارکرد و ریشه حس مالکیت تحقیق میکردم نتایج جالبی هم رسیدم. برای مثال اینکه چرا توی جامعه و فرهنگ جا افتاده که مردها با زن‌های از خودشون کوچکتر ازدواج می‌کنن. در صورتی که از نظر علمی و منطقی اختلاف سنی معکوس برای جامعه مفیدتره.

قضیه باز هم بر میگرده به نظریه تکامل. اجداد انسان‌ها برای اینکه بتونن ژن خودشون رو به نسل‌های بعدی انتقال بدن نیاز بوده بعد از جفتگیری و فرزند آوری کنار هم بمونن و از ادامه نسلشون مطمئن بشن. در صورتی که هریک از دو جفت سراغ کس دیگه‌ای می‌رفت با احتمال زیادی فرزند اون‌ها از بین میرفت. احتمالا دسته‌ای که خیلی غیرتی نبودن به مرور و به دلیل اینکه موفق نمیشدن نسل خودشون رو ادامه بدن از بین رفتن و ما فرزندان اون دسته از اجدادمون هستیم که احساس تعلق و وابستگی زیادی نسبت به جفت خودشون داشتن.

این حس تعلق و وابستگی از طرفی باعث میشده توی شرایط سخت مقاومت کنن و نسل خودشون رو ادامه بدن. و از طرف دیگه با احتمال بیشتری همدیگه رو ترک نکنن. برای مثال توی این مقاله گفته شده عموما جفت‌هایی که بیشتر شکاک باشن که طرف مقابلشون بی‌وفاست بیشتر برای نگه داشتنش تلاش میکنن در نتیجه نرخ بقا درشون بالاتر بوده و ژنشون به مرور غالب شده.

گرایش به زن جوان هم از همینجا ناشی میشه که زن‌های جوان قدرت باروری بیشتری دارن در نتیجه با احتمال بهتری میتونن انتقال دهنده ژن خودشون و جفتشون به نسل بعدی باشن. مردهایی که گرایش به زنان جوان‌تر داشتن شانس بیشتری برای انتقال ژن خودشون پیدا کردن. جذابیت زنان و مردان جوان هم نتیجه ارزشیِ که توی جفت‌گیری داشتن.

یک نظر در “حس مالکیت

  • آذر ۱۰, ۱۳۹۶ در ۱۰:۳۵ ب.ظ
    پیوند یکتا

    سلام
    این جمله:
    از دست دادن شاید دردناک‌ترین، شاعرانه ترین و در عین حال حقیقی‌ترین واقعیت زندگی باشه.
    لامصب خیلی حقیقی است، خیلی

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *