شروع یک پایان، بررسی Arrival

پی‌نوشت: قبل از دیدن فیلم arrival مقاله رو نخونید چون بخش‌هایی از فیلم رو لوث خواهد کرد!

بالاخره Arrival رو دیدم. خیلی فیلم خوبی بود. از کارگردان فیلم (Denis Villeneuve) قبلا prisoners و Sicario و Enemy و Incendies رو دیده بودم. هر ۴تا فیلم فوق‌العاده هستن. خودم از enemy و prisoners بیشتر از بقیه خوشم میاد و توصیه می‌کنم حتما ببینید.

وقتی ژانر فیلم Arrival رو دیدم ناخودآگاه یاد Interstellar افتادم، عنوان بزرگی که احتمالا تا سال‌ها تمام فیلم‌های علمی-تخیلی زیر سایه‌ مقایسه باهاش زجر خواهند کشید. اما Arrival به خوبی تونسته از پس این چالش بربیاد و نگاه جدید و جالبی به مساله آدم‌فضایی‌ها و پیش‌بینی آینده داره.

۱۲ شیء عجیب و غریب روی زمین پیدا میشن و گمانه‌زنی‌ها راجع بهشون شروع میشه. خیلی زود معلوم میشه که این سفینه‌ها برای آدم فضایی‌ها هستن.

به شخصه بهترین فیلم این مدلی که دیدم District 9 بوده. البته خیلی زود متوجه میشیم Arrival بیشتر از اینکه راجع به آدم فضایی‌ها باشه راجع به دکتر لوئیس بنکس با بازی Amy Adamsـه. همچنین اول فیلم می‌بینیم که دختر بیمار لوئیس تو سن نوجوانی میمیره. دختری که خاطراتش روی کل فیلم سایه می‌ندازه، البته اگه بشه اسمش رو گذاشت خاطره.

بعد از اینکه یکی از این اشیاء تو خاک آمریکا فرود میاد، لوئیس به عنوان یکی از بهترین متخصصین زبان برای ارتباط برقرار کردن با فضایی‌ها انتخاب میشه. همراه لوئیس یک فیزیکدان به اسم ایان دانلی (با بازی Jeremy Renner).

کم کم لوئیس میفهمه که راه ارتباط برقرار کردن با آدم فضایی‌ها اینه که زبان خودمون رو بهشون یاد بدیم سعی کنیم زبان اون‌ها رو یاد بگیریم. به این ترتیب لوئیس با معرفی خودش و ایان شروع می‌کنه به ارتباط برقرار کردن با این موجودات و کم‌کم با زبون اون‌ها هم آشنا میشه. ویژگی خاصی که زبان فضایی‌ها داره اینه که بصورت دایره‌ای نوشته میشه، برخلاف زبان‌های زمینی که بصورت خطی نوشته میشن.

برای متوجه شدن کل داستان اول باید فرضیهٔ ساپیر–ورف (Sapir-Whorf) آشنا باشید. فرضیه‌ای که میگه زبان ما جهان‌بینی ما رو شکل میده. ورف شاگرد ساپیر بوده که بعد از اون مطالعاتش رو تو این زمینه تکمیل می‌کنه. ساپیر میگه این زبان ما هست که تعیین می‌کنه ما چطور حرف می‌زنیم، چطور خواب می‌بینیم و مهمتر از همه چطور فکر می‌کنیم. به طوری که با عوض کردن زبان بخشی از ویژگی‌های شخصیتی ما هم ممکنه تغییر کنه.

ایده کلی فیلم هم براساس این نظریه بنا شده. توی فیلم بیان میشه که چون زبانمون خطیه ما خطی فکر می‌کنیم و همه چیز رو خطی می‌بینیم . اگر زبان خطی نباشه چی؟

آیا ممکنه با غیرخطی شدن زبان چیزهای دیگه که به نظر ما خطی هستن هم غیر خطی بشن؟ مثلا زمان!

Ian: if you immerse yourself into a foreign language, then you can actually rewire your brain.

 

حالا به این دیالوگ توجه کنید:

Language is the foundation of civilization…. The first weapon drawn in a war.

Ian quoting from Louise’s book

در ادامه فیلم متوجه میشیم که فضایی‌ها اومدن روی زمین تا یک چیزی رو به انسان‌ها بدن. وقتی لوئیس از اون‌ها میپرسه برای چی به زمین اومدن میگن “Offer weapon” اما در واقع این اسلحه زبان اون‌هاست.

اونا اومدن تا زبانشون رو به ما یاد بدن! ولی چرا باید زبانشون رو به ما بدن؟

دلیل این کار اینه که زبان این موجودات خطی نیست و به همین دلیل جهان‌بینی‌شون متفاوته. اونا می‌تونن آینده و گذشته رو ببینن چون زمان براشون یک مفهوم خطی نیست و اگر انسان هم با این زبان آشنا بشه میتونه زمان رو بصورت غیر خطی ببینه.

دلیل این کار توسط اونا هم اینه که با توجه به قدرتشون برای دیدن آینده متوجه شدن در ۳۰۰۰ سال آینده یک تهدیدی متوجهشون خواهد شد که با کمک انسان‌ها خواهند تونست نجات پیدا کنن. برای همین امروز به زمین اومدن تا اتحاد رو بوسیله یک زبان واحد روی زمین شکل بدن تا در آینده انسان‌ها قادر باشن به اونا کمک کنن.

وقتی لوئیس کم‌کم داره با زبان فضایی‌ها آشنا میشه شروع می‌کنه به دیدن تصاویری از دخترش. دختری که تا اون لحظه حتی دنیا نیومده. دلیل دیدن این خواب‌ها و تصاویر اینه که لوئیس کم‌کم داره با زبانشون آشنا میشه و بخش‌های از ذهنش دارن قدرت دیدن آینده رو بدست میارن.

یا وقتی برای آخرین بار لوئیس و ایان به سفینه میرن هپتوپاد (هفت‌پا) ها که میدونن قراره انفجاری رخ بده و به دنبال اون نیروهای انسانی به حالت آماده‌باش در بیان تمام اطلاعات رو (در واقع یک دوازدهم اطلاعات) در اختیار لوئیس قرار میدن و بعد هم جونشون رو نجات میدن.

البته لوئیس یکبار دیگه به سفینه هپتوپادها میره و اونجاست که میفهمه سلاح در واقع همین زبان بوده و دلیل اون چی بوده.

یه بخش جالب دیگه هم وقتیه که لوئیس به ژنرال چینی زنگ میزنه و با گفتن آخرین کلماتی که همسرش قبل از مرگ بهش گفته اونو قانع میکنه که به سفینه فضایی‌ها حمله نکنه. شماره ژنرال چینی و آخرین صحبت‌های همسرش رو در واقع خود ژنرال و در آینده به لوئیس گفته و به دلیل قدرت درک آینده لوئیس ازون اطلاع داره.

 

 

9 نظر در “شروع یک پایان، بررسی Arrival

  • بهمن ۱۷, ۱۳۹۵ در ۵:۱۵ ب.ظ
    پیوند یکتا

    با سلام،
    نکته سنجیه خوبی بود، اما دو تا سوال برای من در مورد فیلم هنوز قدر مبهمه؟
    اول اینکه لوئیس از اواسط فیلم و در حین کار روی زبان هپتاپادها تصاویری از دخترشو میبینه، در حالی که هنوز کاملا به زبان اونها مسلط نشده و اونها هم کل دانش زبان (یا به قول خودشون اسلحه) رو به انسان ها ندادن. آیا دیدن آینده در اون مقطع قدرتی است که فضایی ها به اون میدن یا نه؟
    دوم اینکه بغیر از لوئیس افراد دیگری از جمله خود ایان هم بر روی این زبان و مفاهیمش کار میکنن، آیا اون هم میتونه آینده رو ببینه؟ آیا جمله ای که در آخر میگه که “من متوجه شدم ستاره هارو مطالعه میکردم برای پیدا کردن تو” نشون میده که اون هم آینده رو میبینه یا اینکه ارتباطی نداره؟

    پاسخ
    • بهمن ۱۷, ۱۳۹۵ در ۸:۳۳ ب.ظ
      پیوند یکتا

      سلام.
      ۱٫ نه اون موقع کم‌کم داره زبون رو یاد میگیره برای همین بصورت پراکنده و ناقص بخش‌هایی از آینده رو می‌بینه و خودش تصور میکنه به خاطر کار زیاد اینجوری شده. مثل اینکه یه زبونی یاد میگیرم و اول فقط میتونیم یه سری جمله باهاش بسازیم اونم اول فقط میتونه بخش‌هایی از آینده رو ببینه.
      ۲٫ لوئیس چون متخصص زبانه اول از همه اون رو یاد میگیره. ایان فیزیکدانه. توی تصاویری از آینده می‌بینیم که لوئیس یه کتاب منتشر کرده که این زبان رو آموزش میده. هدف هپتوپادها هم اینه که همه مردم به یک زبان واحد صحبت کنن و متحد بشن، پس یعنی در آینده قرار هست که تمام مردم بتونن آینده رو ببینن.
      نمیدونم این جمله آخرش این معنی رو میده یا نه. برداشت شخصی من اینه که بیشتر یه جمله عاشقانه‌ای خواسته بگه. چون یه تیکه هم نشون میده که دختره لوئیس میگه بابا از وقتی فهمیده من بیمار هستم دیگه مثل قبل منو نگاه نمی‌کنه. پس احتمالا از قبل نمیدونسته قراره دخترشون بیمار شه.

      پاسخ
  • اسفند ۱, ۱۳۹۵ در ۱۰:۱۷ ق.ظ
    پیوند یکتا

    چیزی که برای من تو این فیلم خیلی جالب بود این بود که با یادگیری این زبان آینده به خدمت گذشته در میاد. کاملا برعکس چیزی که ما درک میکنیم. یه جور واقعیت با دو جهت. این ایده خیلی منو تحت تاثیر قرار داد ^_^

    پاسخ
  • اسفند ۱۰, ۱۳۹۵ در ۱۰:۵۳ ب.ظ
    پیوند یکتا

    سلام طاهر جان
    مطلبت رو دیده بودم منتها چون فیلم رو ندیده بودم تا الان صبر کردم برای نظر دادن، مرسی از توضیح اولیه که جلوی من یکی رو گرفت تا خوندن مطلب رو هم به تعویق بندازم.
    خیلی خوب بررسی کردی منتها برای خود من این سوال پیش آمد که مفهوم زمان غیر خطی (و یا همون زمان خطی که با زبان نوشتاری خطی یکی شده) چیست؟
    شاید یک توضیح کوچیک لازم باشه، دید من به زمان کاملا فیزیکی و همون دیدی است که در کتاب فیزیک در موردش صحبت شده، محور عمود به طول و عرض و ارتفاع. منتها مفهوم غیرخطی این محور برای من سخته.

    پاسخ
    • اسفند ۱۸, ۱۳۹۵ در ۱۱:۱۴ ق.ظ
      پیوند یکتا

      سلام، فیلم interstellar رو دیدی؟ اونجا مفهوم غیر خطی زمان رو به شکل خوبی تونسته نشون بده. واقعیت اینه که چون تنها درک ما از زمان خطیه هرچیزیم که راجع به زمان غیرخطی میگیم در حد حدس و گمانه.

      پاسخ
  • فروردین ۳۰, ۱۳۹۶ در ۷:۵۵ ب.ظ
    پیوند یکتا

    وقتی اینتراستلار رو دیدم ( از اونجایی که عاشق کارهای نولان ام ) فکر نمیکردم فیلم دیگه ای در مورد زمان و فضا بتونه غافلگیرم کنه ولی ارایول واقعا شگفت زده کرد ! به پای اون فیلم از نظر من نمیرسه ولی فوق العاده بود 🙂
    نقد خوبی هم بود . جامع و مانع !

    پاسخ
  • تیر ۱۰, ۱۳۹۶ در ۱۰:۲۹ ق.ظ
    پیوند یکتا

    خیلی خوب بود
    یه سری ابهامات داشتم که برطرف شد
    البته بیش از ده تا نقد از فیلم خوندم و همه خوب گفتن و همه جا فقط تعریف و تمجید وجود داره ینی واقعا هیچ نکته منفی و ضعفی وجود نداشته؟؟

    پاسخ
    • تیر ۱۰, ۱۳۹۶ در ۱۱:۴۸ ق.ظ
      پیوند یکتا

      چرا احتمالا نقدهای منفی هم وجود داره. من از نگاه یک بیننده راجع به فیلم می‌نویسم قطعا افرادی که سواد تخصصی راجع به فیلم و سینما دارن می‌تونن به شکل درست‌تری فیلم رو نقد کنن. اما نمره منتقدین به فیلم هم ۹۳درصد هست که امتیاز خیلی بالاییه و نشون میده منتقدین فیلم هم تا حد بسیار بالایی فیلم رو درخور ستایش دیدن.

      پاسخ
  • شهریور ۱۶, ۱۳۹۶ در ۴:۰۰ ق.ظ
    پیوند یکتا

    سلام ….

    سوال من اینه که چرا لوییس به ایان میگه که حالا فهمیدم چرا شوهرم منو ترک کرده ؟؟؟ این یعنی چی ؟؟

    بعد اینکه چطور یک هو این دو نفر به هم علاقه مند میشن؟؟ خیلی رابطشونو تو فیلم بولد نکرد!!! شوهر سابق لوییس همین ایانه ؟؟ یا نه اینا بعدا به هم میرسن ؟؟

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *