Spectrum

Spectrum به معنیِ #طیف از اونجایی اومده که از نظر من همه چیز تو دنیا بصورت یک طیف هست. صفر و یک توی زندگی کاربردی نداره. چون طبیعت آنالوگ رفتار میکنه.

توی زندگی هیچ وقت رابطه علت و معلولی به صورت کلاسیک که همه می‌شناسیم وجود نداره. همیشه یک طیفی از وقایع باعث ایجاد یک طیف دیگری از وقایع میشه.

همین عدم گسستگی عوامل هست که باعث میشه عدم قطعیت داشته باشیم. باعث میشه نتونیم پیش‌بینی کنیم. حتی شاید نتونیم برنامه‌ریزی کنیم. اگر ماهیت برنامه‌ریزیمون طوری باشه که بخوایم چیزی رو توش پیش‌بینی کنیم.

نگاه طیفی به مسائل باعث میشه هیچ‌چیز رو مطلق ندونیم. سعی نکنیم مسائل رو توجیه کنیم. این رسالت رسانه‌است. بعدا توی یک پست که راجع به فیلم gone girl حرف می‌زنم راجع بهش صحبت خواهم کرد. یکی از بزرگترین ایراد‌های انسان توی درک مسائل اینه که سعی میکنه اونارو تا سطح درک خودِش پایین بیاره و ساده کنه. دنبال نگاه گسسته به مسائله. علت جویی میکنه. اما وقتی یک طیفی از علل رو ببینیم دیگه نمیتونیم مساله رو ساده کنیم. مگر اینکه بخوایم علت‌های کم اثرتر رو نادیده بگیریم که این کار با ماهیت علت در تناقضه.

اصولا علت جویی، اگر بصورت طیفی نباشه، بیهوده‌ست. اغلب ما ضعیف‌تر ازین هستیم که بتونیم علت‌‌ها رو واقعا درک و شناسایی کنیم. بنابراین با علت جوییِ در هر زمینه صرفا به تعمیم دلایلِ مسائل به پیش زمینه‌های ذهنی خودمون می‌پردازیم.

شاید در ظاهر این نقیصه توی انسان خیلی مضر به نظر نیاد اما در واقع میتونه باعث صدمات خیلی زیادی بشه.

غالب انواع علت جویی اگر بصورت تک بعدی انجام شه خطرناک هست. چون، به دلیل ظرفیت محدود، ما هرگز توانایی دیدن تمام جوانب یک مساله رو نداریم. حالا وقتی سعی میکنیم با نگاه به چند پارامتر از یک مساله بزرگ، مسائل رو توجیه کنیم به بیراهه میریم.

یک بحثی که این بین پیش میاد اینه که خب ما همیشه این محدودیت در نگاه رو داریم. اگر همیشه سعی کنیم به دلیل اینکه تمام جوانب رو نمی‌بینیم اصلا نگاه نکنیم هرگز پیشرفت نخواهیم کرد.

جواب این انتقاد این هست که ما معمولا بعد از معلول شدن دنبال علت میریم. و به دنبال توجیه گذشته هستیم و بر اساس این توجیه برای آینده برنامه‌ریزی میکنیم.

صحبت این نیست که اگر شما تمامی جوانب یک امری رو نمی‌تونید بررسی کنید اصلا دست به عمل نزنید. پس احتمال برای چی بوجود اومده؟ بحث طیفی نگری میگه وقتی به گذشته نگاه میکنی مطلق و گسسته نگاه نکن چون معمولا رویدادها گسسته اتفاق نمی‌افتند.

مثل نگاه ویل دورانت در کتاب‌هاش. ویل دورانت تاریخ رو بر پایه دین، جغرافیا، نژاد، اقتصاد و… به شکل‌های مختلف بررسی کرده. البته در هر بخش بصورت گسسته به تاریخ نگاه کرده (و نه طیفی). اما همین تعدد نگاه‌ها یک طیف نامرئی ایجاد کرده که خواننده به خودش اجازه نمیده فقط با نگاه به تعداد محدودی از عوامل رای صادر کنه.

این همه پرحرفی کردم که بگم spectrum که اون بالا نوشتم یک یادآوریه. به خودم که به زندگی بصورت یک طیف پیوسته نگاه کنم. نگاه طیفی مانع از قضاوت، نژادپرستی و مطلق گرایی میشه. با نگاه طیفی بدبین‌تر ولی عاقل‌تر خواهیم بود و احتمالا هیچوقت اخبار نگاه نمیکنیم!

5 نظر در “Spectrum

  • آبان ۱۶, ۱۳۹۵ در ۳:۰۰ ب.ظ
    پیوند یکتا

    خیلی خوب بود کاش یادمان بمونه اینجوری نگاه کنیم من که خودم خیلی وقتا صفر و یکی ام

    پاسخ
  • آبان ۱۶, ۱۳۹۵ در ۴:۲۵ ب.ظ
    پیوند یکتا

    Quantum mechanics ham hamino mige azizam. ye padide ye ekhtelale gheire ghabele pishbini dar digari ijad mikone. physic hame ja hast 😉 <3<3

    پاسخ
    • آبان ۱۶, ۱۳۹۵ در ۵:۰۹ ب.ظ
      پیوند یکتا

      بحث‌هامون راجع به فیزیک کوانتوم بود که ایمان به عدم قطعیت و زمینه شناخت عمیق‌تر اون رو تو من خیلی بیشتر کرد. توی علوم انسانی ما خیلی عقب‌تر از فیزیک و ریاضی هستیم. چرا راه دور بریم، احتمال هنوز که هنوزه جایگاه درست خودش رو توی تصمیم گیری‌های روزمره ما پیدا نکرده. احساسات از احتمالات نقش‌ پررنگ تری تو تصمیماتمون داره.

      پاسخ
  • آبان ۱۸, ۱۳۹۵ در ۸:۵۱ ب.ظ
    پیوند یکتا

    فوق العاده بود و پر کاربرد توی تمام جنبه های زندگی. بیشتر که بهش فکر میکنم خیلی از مسائل با همین فرمول به ظاهر ساده حل میشن

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *