به چه قیمتی؟

به چه قیمتی؟

چند وقت پیش یه داستانی خوندم باعث شد به بعضی از رفتارهای خودم فکر کنم. جزئیات داستان یادم نمیاد و اینکه کجا خوندم.

مضمونِ داستان رو میگم، اگه میدونستید از کیه و کجا نقل شده تو کامنتا بگید.

یک روز تویِ کافه جایِ همیشگی‌م نشسته بودم و قهوه‌ی همیشگی رو سفارش دادم. هوا سرد بود و من هم کلاهِ بافتنی که مادرم آخرین سالِ عمرش برام بافته بود رو سرم کرده بودم.

مادرم روزهایِ آخر زندگی‌ش کلاه رو به من هدیه کرده بود و شاید زیباترین کلاه دنیا نبود. اما من عاشقش بودم. آخرین هدیه مادرم برای من بیشتر از هرچیزی تویِ دنیا ارزش داشت.

اون روز میزِ کناری چند دانشجو هم نشسته بودن و صبحونه میخوردن. مشغولِ شکر ریختن تویِ قهوه‌ام بودم که یکی از دانشجوها برگشت و با اشاره به کلاه رو به دوستاش شروع کرد به مسخره کردن و با هم خندیدن.

عصبانی نشدم، شرمنده شدم. تا این لحظه یکبار هم فکر نمیکردم با کلاه شبیه به دلقک‌ها باشم. خجالت زده کلاه رو از سرم برداشتم و کافه رو ترک کردم.

بعد از اون اتفاق دیگه هیچوقت نتونستم کلاه رو به سرم بذارم. احساس میکردم هربار که کلاه رو سرم میذارم دیگران من و مادرم رو مسخره میکنن. دیگه هرگز عشقی رو که مادرم با بافتن کلاه به من ابراز کرده بود احساس نکردم. دیگه کلاه به نظرم زیبا نبود.

اون روز اون پسر با مسخره کردنِ کلاهِ من چیزی به دست نیاورد. شاید چند لحظه توجه دوستاش. ولی من خیلی چیزها رو از دست دادم.

داستانِ اصلی راجع به کلاه نبود و زیباتر بود اما چون یادم نمیومد ناچار تغییراتی دادم که بتونم مفهومِ اون رو برسونم.

بعضی وقت‌ها ما بدونِ اینکه فکر کنیم حرفی میزنیم که شاید هیچ چیزی به ما اضافه نکنه و خیلی چیزها رو از دیگران می‌گیره.

مثالی که خودم بارها دیدم: یکی با یکی دیگه تو رابطه‌ست. بعد ما شروع می‌کنیم به بدگویی از اون شخص. از اینکه شما به هم نمیاین! این دختر از تو درشت‌‌تره! دماغش بزرگه! یا این پسر به هرکسی پیشنهاد میداد رد میکردن. حرف‌هایی که شاید واقعا مهم نباشه. شاید برایِ یکنفر واقعا مهم نیست که با دختری باشه که از خودش بلندتره مثلا یا اینکه طرفش رو قبلا ۱۰ نفر رد کردن. مهم اینه که اون دو نفر با هر شرایطی الان همو دوست دارن. ولی یک جمله، یک نگاه یا یک قضاوتِ میتونه باعث شه اون آدم دیگه نتونه طرفش رو اونجوری که قبلا میدید و دوست داشت، دوست داشته باشه.

نه اینکه هیچوقت دخالت نکنیم. ولی بعضی حرفا هستن که خودمونم میدونیم نه کمکی میکنه نه مهمه! شاید فقط چون حرفِ دیگه‌ای نداریم میز‌نیم یا شاید میخوایم چند نفر رو بخندونیم.

من تو جایگاهی نیستم که به کسی پیامِ اخلاقی بدم و بیشتر از هرکسی هم خودم رو خطاب قرار میدم. اگه میخوایم کسی رو مسخره کنیم، یا کسی رو تحقیر کنیم قبلش فک کنیم با این کار ما چه چیزی به دست میاریم و اون آدم چه چیزی از دست میده؟

پی‌نوشت: به این مساله کلی‌تر هم میشه نگاه کرد. مثلا وقتی ما با شلنگ آب داریم حیاطِ خونه رو تمیز میکنیم، یا موقع دوش گرفتن ۴۰ دقیقه شیر بازه تا ما احساسِ خوب بهمون دست بده، افرادی دارن بی‌آبی تحمل میکنن. فقط به این دلیل که تو مناطقِ محروم‌تر هستن و کمتر پول دارن! یا مساله گاز و گرما هم به همین شکل. اینجا هم ما چیزی که به دست میاریم زیاد نیست ولی بعضی آدما دارن به خاطر این رفتارِ ما خیلی از دست میدن.