تو دروغ بگو، من باور میکنم

تو دروغ بگو، من باور میکنم

یک وقتایی هست که آدم برای احترام گذاشتن به دیگران به خودش بی‌احترامی می‌کنه. مثل وقتی که یک نفر بهمون دروغ میگه و ما به روش نمیاریم که متوجه هستیم که داره دروغ میگه.

اما چرا این کار رو می‌کنیم؟ مگه کسی که بهمون دروغ میگه در حال بی‌احترامی به شعور ما نیست؟ چرا این بی‌احترامی رو تحمل می‌کنیم؟ حتی گاهی با لبخند و تایید طرف مقابل رو کمک هم می‌کنیم. مطمئن شه تونسته با موفقیت تمام شعور ما رو زیر سوال ببره.

فکر می‌کنم دلیلش اینه که ترجیح میدیم بهمون توهین بشه اما ناچار نشیم با طرف مقابل روبرو شیم. وقتی که آدم راجع بهش می‎نویسه یا میخونه به نظرش تصمیم احمقانه‌ای میاد. اما واقعیت اینه که هر روز داریم بارها این تصمیم رو میگیریم. وقتی همکارمون که داره توضیح میده که در اصل پشت سرمون بد نمی‌گفته و این ما هستیم که اشتباه برداشت کرده‎ایم، و ما با لبخند این توضیح رو می‌پذیریم و حتی شاید عذرخواهی هم بکنیم که زود قضاوت کردیم، داریم این تصمیم رو میگیریم.

گاهی خودمون رو گول میزنیم که این کار رو میکنیم تا دیگه ادامه نده. چون حوصله بحث نداریم. اما واقعیت اینه که از مواجهه میترسیم.

مدتیه بیشتر از قبل اجازه میدم آدمهای اطرافم بهم دروغ بگن. گاهی حتی کمکشون میکنم. جاهای خالی داستانشون رو پر می‌کنم. توجیحات متناقضشون رو تصحیح می‌کنم. همه برای اینکه حوصله مواجهه رو ندارم. رضایت رو وقتی که احساس می‌کنند با حماقت تمام حرف‌هاشون رو باور می‌کنم در چشمانشون می‌بینم. باهوش‌ترها متوجه بازی میشن. ولی اشتباهی کردن و از بازی راضی هستن. ته دلم به خودم امیدواری میدم همین که میدونن که میدونم باعث میشه تکرار نکنن.

اکثریت اما به حماقت من میخندن. توی ناخودآگاهشون. خودآگاهشون به قدری نگران سرهم کردن یک داستان بی‌نقضه که فرصت لذت بردن از موفقیت رو نداره.

دوست دارم لینک این نوشته رو براشون بفرستم. ولی این کارو نخواهم کرد. احتمالا به همون دلیلی که تا امروز دروغ‌هاشون رو به روشون نیاوردم.

طول روز خیلی سر جام نمیشینم. حتی وقتهایی که کار دارم هم لپتاپ رو برمیدارم و میرم جاهای مختلف شرکت. جای مورد علاقه‌ام کنار یکی از بچه‎هاییه که تازه اومده شرکت. همدیگه رو نمیشناسیم. کاملا براش وجود من مهم نیست. و ابدا سعی نمیکنه این مهم نبودن رو پنهان کنه. حتی سعی نمیکنه وقتی چشم تو چشم میشیم لبخند بزنه. از بودن کنارش لذت می‌برم. صداقتی که توی بی‌توجهی اش به خودم پیدا کردم رو بیشتر از تمام دوستی‌های ساختگی اطرافیانم دوست دارم. (شاید هم واسه این خوبه که صحبت نمیکنه و میتونم کارم رو بکنم D: )

بیشتر که فکر می‌کنم حس می‌کنم خود دروغ نیست که آدم رو اذیت میکنه. پیامی که دروغ با خودش داره، اونه که بده. گاهی وقتی کسی دروغی میگه از خودم بدم میاد. از خودم وقتی دروغش رو به روش نمیارم. این خودش یک نوع دروغ گفتن نیست؟ اینکه وانمود کنی دروغ یک نفر رو باور کردی.

زرنگ بازی به سبک دیجی‌کالا

زرنگ بازی به سبک دیجی‌کالا

دیجی‌کالا یه بخشی داره برای پیشنهادات شگفت‌انگیز. هر روز کالاهایی که تخفیف‌های نسبتا خوبی دارن رو معرفی می‌کنه و میشه پیش‌بینی کرد که فروش خوبی هم نصیب این کالاها میشه.

به خاطر یلدا هم مثل پارسال فروش فوق‌العاده داره. که بهش میگه: یلدای شگفت‌انگیز دیجی‌کالا (روز خرید اینترنتی ایران).

تبلیغات‌هایی که این چند روز به شکل‌های مختلف برای یلدای شگفت انگیز باعث شد سری به دیجی‌کالا بزنم و اتفاقا یک ادکلن برای خرید چشمم رو گرفت.

اما تخفیف به نظرم غیر معقول میومد. جای تعجب داشت برام که چطور روی یک ادکلن ۳۴۵ هزار تومانی ۲۰۰ هزار تومان تخفیف داده شده. برای همین سری به سایت‌های دیگه زدم و دیدم همین جنس رو ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان ارزون‌تر از دیجی‌کالا برای فروش گذاشتن! یعنی digikala برای اینکه نشون بده چقدر تخفیف دارم میدم اول جنس رو ۱۵۰ هزار تومان گرون کرده بعد ۲۰۰ تومن تخفیف داده!

جالب بود وقتی روی نمودار تغییرات قیمت کالا کلیک کردم اینو دیدم:

نمودار ساختگی تغییرات قیمت دیجی‌کالا برای فریب مردم
نمودار ساختگی تغییرات قیمت دیجی‌کالا

 

آیا این کار توهین به شعور مخاطب نیست؟ من با مشاهده همچین نموداری احساس میکنم توی اتاق فکر دیجی‌کالا عده‌ای نشستن که به چشمشون کاربرها یک مشت موجود کم عقل و ظاهربین هستن و احتمالا بعد از تصمیم‌گیری برای اجرای چنین سیاست‌هایی دور هم به کاربرا میخندن و به هوش و ذکاوت خودشون غبطه می‌خورن!

بررسی نقاط قوت و ضعف یک موبایل پایین رده 500 هزار تومانی در دیجی‌کالا. دوربین قوی رو به عنوان یکی از نقاط قوت کالا گفته در صورتی که شاید نصف نظرات از می‌گفتن دوربین دستگاه ضعیفه. اکثریت هم از باتری ضعیف گلایه دارن در صورتی که در نقاط ضعف دستگاه اینو نگفته
بررسی نقاط قوت و ضعف یک موبایل پایین رده ۵۰۰ هزار تومانی در دیجی‌کالا. دوربین قوی رو به عنوان یکی از نقاط قوت کالا گفته در صورتی که شاید نصف نظرات از می‌گفتن دوربین دستگاه ضعیفه. اکثریت هم از باتری ضعیف گلایه دارن در صورتی که در نقاط ضعف دستگاه اینو نگفته

دیجی‌کالا زمانی برای من معیار خرید بود. حتی اگر میخواستم از مغاره هم خرید کنم سری به نقد و بررسی دیجی‌کالا میزدم. ولی الان چند وقتیه که پر شده از کالاهای بی‌کیفیت که اتفاقا نقد‌های مثبتی براشون نوشته شده. بررسی‌هایی که روی کالا انجام میشه مثل قبل دقیق نیست. بیشتر از اینکه بررسی باشه معرفی نقاط قوت محصول هست.

نمی‌دونم چرا تو ایران همیشه با این مسئله روبرو هستیم که برند‌ها شروع خیلی خوب دارن ولی در ادامه روز به روز ضعیف‌تر میشن و با cheapترین روش‌های ممکن سعی در افزایش درآمد دارن. مثال خوبش کافه‌ها و رستوران‌های خوب هستن که عموما بعد از معروف شدن روز به روز کیفیت غذاهاشون کم میشه.

متاسفانه دیجی‌کالا هم داره به جای بهتر شدن بدتر میشه.

البته این مشکلات منکر راحت بودن خرید اینترنتی نیست و قطعا هنوز هم دیجی کالا بهترین فروشگاه آنلاین هست. اما از کنار چنین رفتارهایی هم نباید ساده گذشت. وقتی برندی برای سود بیشتر یک دروغ کوچیک به کاربر میگه نشون میده نمیشه بهش اعتماد کرد. بخصوص در کشور ما که اعتماد به خرید آنلاین چند وقتیه که شکل گرفته تاثیرات منفی این چنین رفتارها در دراز مدت قطعا بیشتر از سودی هست که (از این فریب‌کاری‌ها) نصیب کسب و کار میشه.