من چه کسی هستم؟ تو بگو!

من چه کسی هستم؟ تو بگو!

خیلی وقتها یک لباسی رو می‌خریم و اوایل از پوشیدنش احساس خوب و زیبا بودن داریم. ولی بعد از مدتی که مد عوض میشه عموما این حس یا از بین میره یا با یک حس منفی جایگزین میشه.

این زیبایی یک چیز نسبی هست کاملا پذیرفته شده‌ست. یک کمدی قدیمی به اسم god must be crazy رو یادمه می‌دیدم. شخصیت اصلی یک آفریقایی از یک قبیله‌ست که از تمام دنیا دور هستن و تمام انسان‌هایی که دیدن همین افراد قبیلشون بوده. طی یک ماجرایی با یک سری آمریکایی برخورد میکنه و اولین واکنشش به دیدن بدن زن آمریکاییِ سفید پوست، یک واکنش منفیه و سفید بودن رو رنگ پریدگی و خیلی نا زیبا میدونه.

اساسا صنعت مد با تغییر دادن ارزش‌ها در چشم انسان‌هاست که پابرجاست. اگر مد نبود احتمالا ما در طول زندگی کمتر برای پوشاک هزینه میکردیم و به ندرت پیش میومد لباسی رو که پاره نشده نپوشیم. البته مد منحصر به پوشاک نیست. از ماشین و تلوزیون و موبایل گرفته تا ازدواج و دوست‌یابی‌هامون هم امروز تحت تاثیر مد قرار گرفته.

به خودیِ خود نمیشه گفت مد چیز بدیه. شاید از نگاه فلسفی یا حتی منطقی مدگرایی برای فرد خیلی توجیهی نداشته باشه. ولی به هرحال صنایع بسیار بزرگی بر این پایه شکل گرفتن و تعداد خیلی زیادی انسان به شیوه‌های مختلف زندگی و درآمدشون به مد بستگی داره. در چنین شرایطی خیلی ساده نمیشه راجع به خوب یا بد بودن یک مسئله اظهار نظر کرد. چون واقعیت ابدا مطلق نیست.

شاید از منظری مدگرایی، مصرف گرایی باشه. هرچقدر هم که بین این دو تا مفهوم بخوایم تمایز قائل بشیم در نهایت باید بپذیریم که مدگرایی به مصرف گرایی دامن میزنه. قبلا تا حدودی راجع به مصرف گرایی صحبت کردیم. الان قصد ندارم به این بحث بپردازم.

مد (به اون معنی که من اون رو به کار می‌برم) تحت تاثیر مفهوم کلی‌ترِ “رسانه‌” است. رسانه‌ها هستن که مد رو تعریف میکنن. رسانه‌ها به ما میگن چطور لباس بپوشیم و نپوشیم، چطور حرف بزنیم و نزنیم چه شکلی باشیم و نباشیم و….

مفهوم رسانه هم مثل فرزند کوچک‌تر خودش مد خاکستری‌تر از اینه که بشه چشم بسته اون رو مزمت یا تحسین کرد. اما به نظرم میشه در برخورد با رسانه آگاه‌تر بود.

یکی از مواردی که من اخیرا خیلی بهش توجه میکنم نقش رسانه در تصور ما از خودمونه. شکی نیست که امروز تلوزیون، فیلم‌ها، مجله‌ها و به طور کلی رسانه‌ است که تصور ما از زیبایی رو شکل میده. و همونطور که اول بحث گفتم به ما میگن امروز چه چیزی رو بپوشیم و چه کارهایی رو بکنیم تا فردی موفق، زیبا و باهوش باشیم.

یعنی ابتدا ارزش‌هایی رو برای ما خلق میکنن و بعد برای تحقق این ارزش‌ها در دنیای واقعی محصولاتی رو به ما ارائه میکنه. شاید در یک نگاه این مسئله کاملا واضح و بدون ایراد باشه. اما مسئله از جایی شکل مشکل به خودش میگیره که این تصویرها از انسان ایده‌آل شروع میکنن به صدمه زدن به جسم و روان ما.

تصور ما از زن زیبا روز به روز داره به یک زن بسیار لاغر و بلند نزدیک‌تر میشه. این تصویر سازی تا حدی پیشرفته که بسیاری از مدل‌ها برای لاغر شدن به شکل ترسناکی به خودشون صدمه میزنن. یکجا تعبیر جالبی دیدم میگفت زنان داخل بعضی از انیمیشن‌ها به قدری لاغر هستن که داخل بدنشون جایی برای ارگان‌های طبیعی یک انسان هم وجود نداره! وقتی تصویر زیبایی به این شکل تغییر پیدا میکنه به مرور باعث میشه خیلی از دخترها از بدن و ظاهر خودشون رضایت نداشته باشن. این مسئله در پسرها هم وجود داره. داشتن بدن عضلانی که امروز تبدیل به یک ارزش و نمادی از زیبایی شده نه با ورزش سالم و طبیعی که آوردن فشار‌های زیاد و مصرف انواع مواد مختلف ممکن هست. از طرف دیگه این مسئله باعث میشه انسان‌ها خیلی زود همدیگه رو هم با تغییر مد عوض کنن و به سراغ مدل‌های جدیدتر برن.

این تبلیغات فقط روی ظاهر نیست. مسئله مهم‌تر از ظاهر، سن هست. تا به حال چندتا زن میانسال رو به عنوان مدل لباس دیدید؟ چندتا فیلم یا سریال دیدید که یک زن میانسال شخصیت اصلی فیلم باشه؟

در مورد مردها هم شرایط همینقدر بغرنجه. مانور بیش از حد رسانه‌ها روی زنان و مردان جوان باعث میشه با افزایش سن حس عدم رضایت هم زیاد بشه. بسیاری از ما از افزایش سن ترس داریم. نگران از دست دادن زیبایی خودمون هستیم. نگران کچلی، چاقی و چروکی پوستمونیم. چرا که رسانه‌ها برای فروش محصولات خودشون به ما میگن که پوست خوب چروک نداره. زن زیبا چربی نداره. مرد جذاب موهای زیبایی هم داره. و زیبایی این چیزی‌ست که ما به شما میگوییم. باز هم میگم من الان قصد ندارم رسانه رو به دلیل تلاش برای ایجاد بازار برای محصولات مختلف مزمت کنم. اما تبلیغات در دراز باعث شده ما دیگه خودمون رو دوست نداشته باشیم. بدنمون رو دوست نداشته باشیم. حتی اطرافیانمون رو با معیارهای زیبایی که برامون تعریف شده انتخاب کنیم.

این مسئله لزوما بحث سن یا زیبایی نیست. مثلا ما کمتر توی رسانه‌ها یک زن یا مرد آسیای میانه رو می‌بینیم که به عنوان یک شخصیت زیبا، قهرمان یا مهم نمایش داده بشه. در دراز مدت در ذهن افرادی که تحت تاثیر رسانه قرار میگیرن تصویری از افراز قهرمان و موفق و زیبا شکل میگیره که با تصویر یک فرد آسیای میانه همخوانی نداره بنابراین این فرد شانس بسیار کمتری برای موفقیت در زندگی اجتماعی به عنوان یک شهروند جهانی خواهد داشت. بگذریم از اینکه احتمالا تحت همین تاثیرات این فرد تصویر منفی و عدم رضایت درونی‌ای نسبت به خودش خواهد داشت.