لئونارد، نمی‌‌تونی با دوری از زندگی آرامش بدست بیاری

لئونارد، نمی‌‌تونی با دوری از زندگی آرامش بدست بیاری

همیشه ترجیح میدم فیلم‌ها رو بدون هیچ پیش زمینه ذهنی نگاه کنم. اینکه ندونی داستان فیلم چیه و صحنه به صحنه وارد ماجرا بشی بی‌نهایت لذت بخشه.

این لذت صد چندان میشه وقتی با یک شاهکار روبرو باشی. لذتی که موقع تماشای فیلم The Hours به من دست داد. دقیقا اون لحظه‌ای که متوجه میشی نه فقط یک فیلم، که یک زندگی رو نگاه می‌کنی. فیلمی خوبه که مثل زندگی در جریان باشه و ما گهگاهی از دریچه دوربین کارگردان بخش‌هایی از این زندگی رو ببینیم و باهاش آشنا بشیم.

دقیقه ۱۱ فیلم بود که من متوجه شدم The Hours نه یک فیلم معمولی که یک شاهکاره. شاهکاری غیرخطی از داستان زندگی یک روزِ یک زن.

دوست ندارم داستان فیلم رو تعریف کنم، چون داخل فیلم به بهترین شکل این اتفاق افتاده. تنها ادای احترامی می‌کنم به بازی‌های فوق‌العاده بازیگران.

مریل استریپ(Meryl Streep) که به عقیده بسیاری بهترین بازیگر حال حاضر دنیاست به بهترین شکل ممکن از پس نقش بر اومده. تک تک نگاه‌ها و دیالوگ‌ها و حتی راه رفتنش توی فیلم تماشاییه.

نیکل کیدمن(Nicole Kidman) با گریم سنگینش اصلا شبیه نیکل کیدمنی که همیشه می‌بینیم نیست و بهترین بازی‌ای رو انجام داده که من تا بحال ازش دیدم. نقش ویرجینیا وولف رو توی برهه بسیار حساس زندگی‌ش به بهترین شکل به نمایش میذاره. واقعا فوق‌العاده‌ست. باید بارها و بارها این فیلم رو تماشا کنید و هر دفعه بیشتر متوجه شاهکارش توی بازی این فیلم بشید.

جولیان مور(Julianne Moore) هم خیلی خوب تونسته از پس نقشش بر بیاد. کنارش اد هریس (Ed Harris) هم با اینکه نقش زیادی نداره ولی کاملا اثر خودش رو توی فیلم میذاره و تو صحنه‌هایی که با مریل استریپ داره پا به پاش بازی می‌کنه.

جذاب‌تر از بازی‌های فیلم موسیقی متن فیلم The Hours بود که شاهکار بود واقعا. همین الان هم که دارم این متن رو می‌نویسم دارم به موسیقی فیلم گوش میدم.

اگر فیلم رو ندیدید بقیه متن رو نخونید.

بیشتر بخوانید